سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
درباره
دیده بان(نگاه بیدار)[371]

چشمهاغرق به خواب است ونگاهی بیدار/ بعدازآن خواب زمستان زده هشیار شویم!/ سالیانی است که عمارزمان مصباح است/ بهر یاری علی همره عمار شویم
ویرایش
جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها

نیویورک‌تایمز: رهبر اسرارآمیز، زیرک و باهوش ایران از گشایش استقبال‌می‌کندامابعنوان یک‌انقلابی نه‌دیپلمات
«شرکت قدرتمندانه رئیس جمهور ایران در نشست سازمان ملل منحصراً به پشتوانه حمایت کامل رهبر عالی ایران انجام شد».
به گزارش جهان، روزنامه نیویورک تایمز با انتشار این تحلیل نوشت: رهبر اسرارآمیز ایران از رویکرد گشایش استقبال می‌کند اما به عنوان کسی که می‌گوید انقلابی است نه دیپلمات، به رئیس جمهور و تیم او سفارش کرده هرگز طبیعت و ذات دشمنان را از یاد نبرند. او به صراحت از نرمش قهرمانانه در جایی که بتوان نرمش نشان داد اما هرگز اهداف را زیر پا ننهاد، سخن گفت.


این روزنامه اضافه می‌کند: کارشناسان خارجی آیت‌الله خامنه‌ای 74 ساله را فردی کاملاً اسرارآمیز و زیرک، باهوش و تنها کسی که به روحانی مسئولیت پی‌گیری تعامل با آمریکا را داده است خطاب می‌کنند و در عین حال این نکته را هم یادآور می‌شوند که رهبر ایران می‌تواند حمایتش را بردارد. رهبری در نظام سیاسی پیچیده ایران، حرف آخر (فصل‌الخطاب) و تمام‌کننده را می‌زند. اگر گفت‌وگوها منجر به کاهش یا لغو تحریم‌ها شود، او اجازه ادامه راه را خواهد داد اما اگر بی‌نتیجه بماند، ‌این آزمونی برای محک زدن آمریکا خواهد بود. در هر دو صورت این امر کمک به امتیاز بیشتر رهبری نظام است. آیت‌الله خامنه‌ای به امیال و سیاست‌های آمریکا بدبین است و از سایر مسئولان می‌خواهد ماهیت دشمنی آمریکا را فراموش نکنند.

 

 





      

«امریکا بیشتر از سه دهه است که برای سرنگونی حکومت ایران هزینه‌های هنگفت می‌کند اما تمام این برنامه‌ها با یک سخنرانی او بر باد می‌رود.» شاید آن روزی که فرید زکریا سردبیر مشهور مجلسه نیوزویک این مطلب را درباره رهبر انقلاب می‌گفت، کسی از اهمیت و خشم مقام‌های امریکایی از قدرت بی‌نظیر تصمیم‌گیری و هدایت حکومتی ایشان به طور جدی آگاه نبود اما اکنون نشریات و رسانه‌های خبری مطرح جهان، ضمن اعتراف به قدرت بالای مدیریت سیاسی مقام معظم رهبری، از فعالیت نهادهای متعدد اطلاعاتی و جاسوسی برای تحلیل رفتارهای سیاسی ایشان خبر می‌دهند.

  خبرگزاری رویترز به‌تازگی پیش از آغاز دور جدید مذاکرات ایران با گروه موسوم به 1+5 در مقاله‌ای که در وب‌سایت خود منتشر کرده، از فعالیت شبانه‌روزی مراکز وابسته به سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) برای تحلیل روان‌شناسی سیاسی مدیریت سیاست خارجی در ایران و اهمیت ویژه این مراکز برای سران کاخ سفید خبر داده است.از سوی دیگر، چند روز پیش هم روزنامه «نیویورک تایمز» در مقاله‌ای در همین رابطه نوشت: «سازمان سیا دائماً بیانات رهبر عالی ایران را رصد می‌کند اما مشکلی در این میان وجود دارد. او همواره با زبان دین سخن می‌گوید و تحلیل این مطالب برای تحلیل‌گران سرویس جاسوسی امریکا دشوار است.»

متن کامل ترجمه مقاله خبرگزاری رویترز   :

وقتی دیپلمات‌های امریکایی می‌خواستند خود را برای حضور در مذاکرات دور جدید با ایران به واسطه گروه 5+1 آماده کنند، با یک‌سری اسناد محرمانه و توسعه یافته توسط سازمان‌های اطلاعاتی امریکا تغذیه شدند؛ اطلاعاتی که در مورد نحوه رفتار و مواضع رهبران کشورهای خارجی بود.یکی از واحدهایی که دست به این اقدام می‌زند، در سیا مستقر است و با نام "مرکز تجزیه و تحلیل پزشکی و روانی" فعالیت می‌کند که اعضای آن را کارشناسانی با درجات بالا در علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، مردم‌شناسی، روان‌شناسی و برخی تصمیم‌گیران سیاست خارجی امریکا تشکیل می‌دهند. با این حال، یکی از نقدهای اساسی که به این مراکز وارد می‌شود، ارائه توصیفات کلی درباره رهبران خارجی است که نه تنها کمکی به مقامات کاخ سفید نمی‌کند، بلکه زمینه‌ساز گمراهی آنان نیز می‌شود.البته امریکا نقش کلیدی در مذاکرات استانبول ندارد و تصمیم نهایی را اجماع ایران و همه شش کشور خواهند گرفت اما به هر حال امریکا نیز در این ماجرا سهم و نقشی دارد که می‌خواهد آن را به بهترین صورتی که مورد تایید منافع این کشور باشد، انجام دهد. در همین راستا یکی از مقامات بلندپایه ایالات متحده گفته که (آیت‌الله) خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران حرف اخر را در سیاست خارجی ایران می‌زند و شخص وی تصمیم‌ساز نهایی در زمینه‌های امنیتی است.

شناخت روحیات رهبر ایران از آن‌جایی که بیشتر از 30 سال است که روابط سیاسی ایران و امریکا قطع شده، برای تحلیل‌گران و تئوری پردازان غربی ناشناخته است و سازمان‌های جاسوسی امریکا تاکنون با تجزیه و تحلیل‌های نادرست از شخصیت وی، تنها سبب مات شدن سیستم سیاست خارجی این کشور در برابر ایران شده‌اند.

مقام‌های پیشین امریکا و البته کار‌شناسان ایرانی مراکز امنیتی این کشور می‌گویند که (آیت‌الله) خامنه‌ای با جدیت و قدرت به آرمان‌های مرحوم روح الله خمینی پای‌بند است و با جایگاه مذهبی بالا و معتبری که دارد، به خوبی توانسته مانعی بلند بر سر اهداف و منافع غرب در منطقه خاورمیانه باشد. استقامت آیت‌الله خامنه‌ای بر مواضع ضد امریکایی موجب شده تا همگان بفهمند که او هرگز زیر فشارهای سیاسی، تن به مذاکره و کوتاه آمدن از مواضع خود به ویژه در مذاکرات اخیر نمی‌شود.مدیر بخش روان‌شناسی سیاسی دانشگاه جورج واشنگتن امریکا درباره شخصیت رهبر ایران گفته است: او همیشه به عنوان یک متعادل کننده در فضای داخلی ایران عمل کرده است و با هوش‌مندی خاصی توانسته ایران را در زیر تمام فشارهای تحریم، فشار سیاسی، آشوب‌های داخلی و حتی سایه جنگ، تبدیل به یک مشکل بزرگ برای امریکا در خاورمیانه و حتی فرا‌تر از آن بکند.

در حال حاضر، ارزیابی اطلاعاتی ایالات متحده از تصمیم رهبر ایران این است که وی قصد ساخت سلاح هسته‌ای را ندارد و به جمله وی در زمینه گناه بودن استفاده از سلاح هسته‌ای استناد می‌کنند. اما برخی دیگر از کار‌شناسان این مساله را رد می‌کنند و معتقد به برخورد جدی با پرونده هسته‌ای ایران هستند.با این حال، یکی از اساتید دانشگاه جورج تاون معتقد است که این اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای، نه از موضع شعف و تحت فشار سیاسی که یک بیانیه محکم مذهبی در زمینه حرمت استفاده از سلاح هسته‌ای است که بسیار هوش‌مندانه مطرح شده و به وضوح مخالفت ایران با در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای را اعلام کرده است.شاید حرف نهایی را باید از استاد خاورمیانه‌شناسی در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده شنید که درباره رهبر ایران گفته است: «او واقعا فردی متفاوت است. با وجود انقلابی بودن و مخالفت با سیاست‌های امریکا، اصلا حس نفرت را در شما به وجود نمی‌آورد و برخلاف برخی از مذهبی‌ها، به دنبال اعمال فشار به شما برای تغییر سبک زندگی موردعلاقه‌تان نیست. آیت‌الله خامنه‌ای یک رهبر واقعی است.»

منبع :رجانیوز





      

حاج قاسم سلیمانی کیست؟  

شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید:  ((من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد؟!))

اینجا داخل ایران اسلامی، آنها که او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی که برخلاف آنچه امریکایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست.

هر قدر که داخل ایران، او را کم می‌شناسند، خارج از این مرزهای جغرافیایی، قصه‌های حیرت‌آوری از او بر سر زبان‌هاست که با آمیخته‌ای از راست و دروغ، شبحی ترسناک و هول انگیز از او ارائه می‌دهد که گویی همه منافع امریکایی‌ها را در خاورمیانه به خطر انداخته است و جالب آنکه هر قدر آنها او را ترسناک‌تر و هول‌انگیزتر معرفی می‌کنند،

 اینجا داخل ایران اسلامی، آنها که او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی که برخلاف آنچه امریکایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست.

هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و کارهایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، یعنی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران خیلی خبرها هست. آنها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آنها او را تروریست می‌خوانند، بارها و بارها تحریمش می‌کنند، به او اتهام دخالت در امور سایر کشورها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌کنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنکه، آنها در کنگره امریکا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید تعجبی هم نباشد، آخر آنها از مبارزه با قاسم سلیمانی و نیروهایش ناتوان شده‌اند، به همین سادگی!

و این البته همه آن چیزی نیست که در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند

شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد؟

واقعیت آن است که گرچه غربی‌ها او را ژنرال می‌نامند و او فرمانده یک نیروی نظامی است و امریکایی‌ها دوست دارند قبل از هر چیز او یک تروریست به نظر برسد که فقط با عملیات‌های نظامی به اهدافش دست می‌یابد، اما خود نیز نمی‌توانند معترف نباشند که او، بی‌آنکه وارد عرصه نظامی شود، از بعد سیاسی به پیروزی دست می‌یابد، اتفاقی که او با تکیه بر ویژگی‌های اخلاقی‌اش و تکیه بر اصول انقلاب اسلامی که منشأ منش رفتاری او نیز هست، رقم می‌زند، نه با تکیه بر قدرت نظامی‌اش

 

 

روزنامه امریکایی «مک کلثی» در سی‌ام مارس 2008 گزارش داده بود: «سلیمانی برای توقف درگیری‌ها میان نیروهای امنیتی عراق که بیشترشان شیعه هستند و نیروهای رادیکال مقتدی صدر در شهر بصره، پا در میانی کرده است. . . یکی از نخستین و مهمترین پیروزی‌های سلیمانی بر امریکا در عراق، ایجاد برتری سیاسی بود، نه نظامی.

وی در ژانویه سال 2005، زمانی به عراق آمد که عراقی‌ها برای نخستین بار پس از سقوط صدام حسین، به پای صندوق‌های رأی می‌رفتند. در حالی که امریکا حمایت شدیدی از نخست‌وزیر شدن ایاد علاوی می‌کرد، سلیمانی فعالیت خود را در حمایت از شیعیان طرفدار ایران آغازکرد و به شدت به راهنمایی آنان برای پیروزی در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌های رنگی مردم عراق را پیروزی بزرگی برای دمکراسی دانست، اما علاوی و متحدانش شکست خوردند

زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق امریکا در افغانستان نیز می‌گوید: «همان‌قدر که مقامات امریکایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت، تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد

یکی از نمایندگان مجلس عراق که از دستیاران ارشد نوری المالکی هم هست، درباره سردار سلیمانی می‌گوید: «او فقط یکبار در این هشت ساله به عراق آمده است. او فردی است که آرام سخن می‌گوید و منطقی و بسیار مؤدب است. وقتی با او حرف می‌زنید، بسیار ساده برخورد می‌کند. تا زمانی که پشتوانه او را نشناسید، نمی‌دانید چه قدرتی دارد، هیچ کسی نمی‌تواند با او بجنگد

 

قاسم سلیمانی آن گونه که آنها در موردش نقل می‌کنند، بی‌محافظ و فقط با دو همراه، به عراق رفته و در منطقه حفاظت شده توسط امریکایی‌ها، موسوم به منطقه سبز حضور یافته و دیدارهایش را در کمال آرامش سروسامان داده و بعد به ایران بازگشته است!

خیلی فرقی نمی‌کند که این ادعاها چقدر مستند است یا حتی چقدر می‌تواند صحیح باشد؛ همین مؤلفه‌ها و قصه‌های راست و دروغ دیگری که از او می‌گویند، برای ذهن شهروندان غربی که مقهور شانتاژهای رسانه‌ای دولت هایشان هستند، کفایت می‌کند تا به نمایندگان کنگره امریکا معترض نشوند که چرا دور هم نشسته‌اید و با صراحتی باور نکردنی، پیشنهاد ترور می‌دهید!

 این ادعاها برای پروپیمان کردن پروژه ایران‌هراسی و به طور اخص، سپاه هراسی کفایت می‌کند؛ حتی اگر دلیلی بر درستی‌شان اقامه نشود! ذهن شهروند غربی، برای فریب چنین تبلیغاتی را خوردن، از مدت‌ها قبل آماده شده است. او به دیدن و شنیدن افسانه‌های هالیوودی عادت دارد!

ما اما به قصه‌های هالیوودی عادت نداریم، آرمان ما حقیقت اتفاقی است که روز دهم محرم سال 61 هجری در صحرای کربلا روی داده است. این است که می‌گوییم کسی از آن جماعت امریکایی اگر توان ترور حاج قاسم سلیمانی را داشت، درنگ نمی‌کرد. این است که در برابر پیشنهاد ترور او می‌گوییم: بسم الله اگر حریف مایی!

قاسم سلیمانی مرموز نیست اما فرمانده سپاه قدس ایران است و همین فرمانده سپاه قدس ایران بودنش، کافی است تا جماعت امریکایی از او بترسند و در توجیه این ترس خویش، او را به نحوی اغراق‌آمیز، ترسناک معرفی کنند. بر این جماعت حرجی هم نیست البته؛ چه آنکه آدم ترسیده، اگر نخواهد که ترسو لقب بگیرد، باید علت ترس را ترسناک و ترسناک‌تر معرفی کند تا ترسش توجیه شود.

اینها، همه که گفتیم، آن هم از قول آنهایی که خارج مرزهای جمهوری اسلامی ایران هستند، تنها یک روی سکه بود؛ روی اشداء علی الکفار سردار قاسم سلیمانی؛ این روی سکه اما، در داخل مرزهای عقیدتی انقلاب اسلامی، او تمام قد سرباز ولایت است. از آن جنس آدم‌هایی که مکلف به تکلیفند و همه حیاتش را از جوانی تاکنون، وقف نهضت حضرت روح الله کرده است. این روی سکه، او، رحماء بینهم است.

جنگ که شد، قاسم سلیمانی جوان بنایی بود در کرمان؛ متولد اسفند 1336. سرش هم گرم کار خودش. جنگ که شد، بنایی را همان جا رها کرد و راهی جبهه شد. کمی بعدتر، این جوان بسیجی فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و بعد‌تر لشکری از همین بسیجی‌های آفتاب سوخته کویر تشکیل داد که شد لشکر 41 ثارالله.

 



جنگ که تمام شد، امنیت آن خطه کویری را که مستعد جولان اشرار بود به او سپردند و هنوز هم، هر قدر او، میان مردم کشورش ناشناخته باشد، مردم سیستان و بلوچستان و کرمان خوب می‌دانند که در آن سال‌های فرماندهی او، امن‌ترین دوران را گذرانده‌اند.

سال 1379، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا، او را به تهران فراخواند و مسئولیت سپاه قدس را به او سپرد. مسئولیتی که قاسم سلیمانی را به کابوسی در ذهن امریکایی‌ها بدل ساخت. کابوسی که اگر دستشان برسد، خیلی زود، همچون عماد مغنیه ترورش خواهند کرد!

کابوسی که همان قدر که غربی‌ها را می‌ترساند، به جان ما، غروری مقدس می‌ریزد و اینها این روی سکه اوست، روی رحماء بینهم قاسم سلیمانی، فرماندهی با صلابت، با موهایی جوگندمی و بدنی لاغر و صورتی آفتاب سوخته و نگاهی محجوب و آرام. فرماندهی که در میان هم‌ولایتی هایش و در مراسمات و مجالس‌شان، خیلی خاکی و خودمانی حضور دارد. فرماندهی که اگر لباس نظامی تنش نباشد، کسی حدس هم نخواهد زد که او یک فرمانده نظامی است. فرماندهی که در خارج از مرزهای جمهوری اسلامی، بسیار شناخته شده‌تر از داخل مرزهاست

 

جوان آنلاین





      

این روزها صدای آمریکا و شبکه سخن پراکن بی‌بی‌سی در اقدامی مشترک به تبلیغ الگوی ترکیه برای جهان اسلام پرداخته و به گونه‌ای چشمگیر، به تعریف و تمجید از اردوغان روی آورده‌اند؛ به‌گونه‌ای که از ورود وی به لیبی به‌عنوان ورود یکی از رهبران اسلامی یاد می‌کنند! رهبر اسلامی! که انقلابیون مصر را به تشکیل دولتی لائیک! فرا می‌خواند.

صدای آمریکا و شبکه بی‌بی‌سی در کنار این الگوسازی، به تخریب الگو و چهره «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» می‌پردازند. صدای آمریکا در موضع‌گیری بی‌سابقه درباره جبهه پایداری گفت: «جبهه پایداری به‌جای روحانیت سنتی و بازار، به سپاه و بسیج و بدنه دستگاه‌های امنیتی تکیه دارد.»

این‌که صدای آمریکا از کی و به چه دلیل دلسوز روحانیت سنتی و بازار شده است، بماند، اما این‌که بی‌بی‌سی پس از مرتبط ساختن جبهه پایداری به دستگاه امنیتی از سوی صدای آمریکا به میدان می‌آید و توسط مجری خودش، قاضی‌زاده، می‌گوید: «اتحادی بین جریان فتنه و جریان انحرافی که وزیر اطلاعات مدعی آن است وجود ندارد.» نشان از هماهنگی و تقسیم کار بین این دو بنگاه سخن پراکن دارد؛ زیرا همه به خوبی می‌دانند که در بین اصول‌گرایان، تنها جبهه پایداری است که از ائتلاف این دو جریان سخن به میان می‌آورد و نقد شعارها و عملکردهای این دو را توأمان در برنامه کاری خود داشته و دارد.

این‌که چرا درست پس از 8 ماه فتنه، دو شبکه آمریکا و انگلیس که به کمک فتنه‌گران آمدند، امروز نیز به عرصه تضعیف «جبهه پایداری» وارد شده‌اند، نشان از مواضع و شعارهای جبهه‌ای دارد که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها را نگران کرده است.

ایجاد تردید و تشکیک در بین مردم در حرکت جبهه پایداری، آن هم با عنوان فاصله گرفتن از روحانیت سنتی و بازار، از سوی آمریکا و تطهیر ائتلاف جریان انحرافی و جریان فتنه از سوی انگلیس، در حقیقت ترس این دو را از حاکم شدن گفتمان جبهه پایداری در بین اصولگرایان نشان می‌دهد؛ گفتمانی که با نهادینه شدن آن در بین اصولگرایان، راه برای ورود نامحرمان و نااهلان در پوشش اصول‌گرایی به بدنه نظام بسته می‌شود.

از یاد نبریم که غرب به‌خوبی توانست در طی دو دوره موسوم به سازندگی و اصلاحات، عناصر خود را وارد بدنه نظام کند؛ حرکتی که نخست با تغییر شعارها و سپس تغییر ذائقه‌ها آغاز کرد و به فرجام رساند؛ تا جایی که رهبری انقلاب در دیدار با هیأت دولت کنونی در چهار ساله اول به صراحت از ورود سکولارها در بدنه نظام در دوره‌های قبلی یاد کردند و آن را حرکتی بس خطرناک برای نظام نامیدند. امروز همان غرب در حرکت بسیار مشکوک و حاشیه‌ساز جریان انحرافی، زمینه را برای تغییر در شعارها و اهداف و ذائقه‌های اصول‌گرایان تحت عناوین مقدس آغاز کرده است که متأسفانه گاه در تحلیل برخی از خواص در حرکت برخی اصول‌گرایان حتی مرزبندی‌های اصولی امام راحل(ره) و رهبری معظم انقلاب در شعارها و رفتارها نادیده گرفته می‌شود.

تعریف آیت ا... مصباح از اصول‌گرایی و شکل‌گیری جبهه پایداری به‌عنوان پاسداری از گفتمان اصولی امام و رهبری و شفاف بودن مواضع هر اصول‌گرایی در مقابل عناصر فتنه‌گر و منحرفان از دین و انقلاب، کار را برای افرادی که درصدد بوده و هستند تا با بزرگنمایی برخی فروع و کوچک شمردن پاره‌ای اصول، اصول‌گرایی انتخابات آینده را به حیاط خلوت همسفره‌های جریان فتنه و جریان انحرافی مبدل کنند، دشوار ساخته است.

بیانات بسیار مهم رهبر انقلاب در چند ماهه اخیر، چه در توصیه به فاصله گرفتن نمایندگان مجلس از صاحبان ثروت و چه به مسؤولان و سیاسیون در رعایت تقوای جمعی و اشاره معظم‌له به سرنوشت جریان چپ که با کنار نهادن تقوای جمعی زمینه را برای نفوذ عناصر غیر اسلامی و غیر انقلابی مهیا ساخت، در حقیقت زنگ هشداری برای اصول‌گرایان است که در صورت حاکم شدن نگرش معاملاتی و بینش معاملاتی و عدم رعایت تقوای جمعی، آنان نیز به سرنوشت جریان چپ و به تبع آن فاصله گرفتن از مردم مبتلا خواهند شد.

بی‌شک، موضع‌گیری جبهه پایداری در برابر جریان فتنه و جریان انحرافی و اعلام عدم اعتماد به برخی از خواص مردود، همان رعایت تقوای جمعی است که این امر خوشایند بی‌بی‌سی و صدای آمریکا نیست؛ چرا که با این خط کشی، دشمن هرگز نخواهد توانست به اهداف خود چون دلسرد کردن مردم متعبد و ولایتمدار از اصول‌گرایان و نفوذ در بدنه آنان دست یابد.

تاریخ نشان می‌دهد که هرچه انقلاب به پیش می‌رود، سخنان امام و رهبری بیش‌تر نور افشانی می‌کنند. تعبیر پرکردن خلاء شهید مطهری به دست آیت ا... مصباح، از سوی رهبری معظم انقلاب آن‌جا خود را می‌نماید که بدانیم شهید مطهری هم مبارزه با رخنه فرصت‌طلبان در ادامه نهضت را یک اصل به شمار می‌آوردند و می‌گویند: «به هر حال مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت‌طلبان علی‌رغم تظاهرات فریبنده‌شان یکی از شرایط اصلی ادامه یک نهضت در مسیر اصلی است.» (نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص96)

 ( پرتوشماره595حسن ابراهیم زاده)





      



پیامهای عمومی ارسال شده

+ *نماهنگ بسیارزیبای سرخم می سلامت*



+ *عکس: عیادت روحانی از رهبر انقلاب*

+ *فیلم: مصاحبه رئیس تیم پزشکی رهبر معظم انقلاب...وضعیت عمومی رهبر انقلاب کاملا خوب و طبیعی است*



+ *وبلاگ روز نخست به روز شد*



+ *کلیپ مذاکرات هسته ایی*



+ وبلاگ فرهنگی سیاسی روزنخست به تازگی آغاز به کارکرد



+ *تعطیلی پرمخاطب‌ترین برنامه‌ی دینی تلویزیون به دلیل انتقاد از مدیران صداوسیما/ حذف «جناح مومن» حتی در ماه‌های پایانی مدیریت بر صداوسیما!*



+ *راهپیمایی در «جمعه دلواپسیم؛ هشدار به تکرار توافق ضعیف» پس از پایان نمازجمعه‌های این هفته کشور*



+ *حداد عادل حوادث سال 88 فتنه اکبر بود/ استقبال حضار و توضیح حدادعادل*



+ *معنای اشداء علی الکفار رحماء بینهم...*